محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

155

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

عمر ، دور كردن على از خلافت بود و نيز اين‌كه از راه خويشاوندى عثمان نسبت به ابن عوف خلافت را براى او آسان كند ؟ و آيا پسر عوف برتر از على است ؟ احمد عباس صالح در اين‌باره مىنويسد : « ترديدى وجود ندارد كه همه اعضاى شورا معتقد بودند كه شايستگى خودشان براى پست خلافت كمتر از على است . سير منطقى حوادث ، جايگاه على در اسلام و گرايش غالب مردم به او ، همه اين مسائل كم‌وبيش آنها را براى رقابت با على بن ابى طالب عليهما السّلام بر سر رهبرى مسلمانان در ترديد قرار مىداد . » « 1 » ( لن يسرع أحد قبلي إلى دعوة حقّ و صلة رحم و عائدة كرم ) امام عليه السّلام اين سخن و آن‌چه پس از اين مىآيد را براى اهل شورا گفت و به آنها مصلحت امت را يادآورى كرد و آنها را از پيروى كردن هواى نفس و پيامدهاى بعدى آن برحذر داشت . همچنين يادآور شد كه شايسته‌ترين مردم براى خلافت كسى است كه زودتر به اسلام گرويده و در راه آن مبارزه كرده باشد و از ساير فضايل از جمله كرم و صله‌رحم برخوردار باشد . ( عسى أن تروا هذا الأمر من بعد هذا اليوم تنتضى فيه السّيوف و تخان فيه العهود حتّى يكون بعضكم أئمّة لأهل الضّلالة و شيعة لأهل الجهالة ) شما اكنون بر سر دو راه جدا از هم قرار داريد : راه پاكى و بىريايى در اسلام و مسلمانان و ديگرى راه فريب و خيانت به اين دو . چون حق را از رسيدن به اهلش بازداشتند ، يكى به سبب خويشاوندى و ديگرى از روى كينه و سومى از روى آز ، خلافت را

--> ( 1 ) . مجله « الكاتب » : مصر ، شماره فوريه سال 1965 م .